قصه من
قصه من: قصه پسرکیست که دردهایش در تاریکی و عمق چه
فریاد میزد
قصه من :قصه دخترکی گل فروش است که هیچگاه نشد رزهای
قرمز را بو کند
قصه من:قصه مردیست که در باران آمد و پشت مشق معلم به اجبار
نوشتیم:آن مرد در باران آمد
و هیچگاه نشد بپرسیم با چه حسی آمد و برای خاطر که آمد؟
قصه ی من قصه ی گرمی دستهایت است و صدای آرام شبانه ات
قصه ی من : قصه ی توست
که درهم درگیریم...