تبليغاتX
چي مي گي آخه؟

 

 چي مي گي آخه؟

 

قصه من

قصه من: قصه پسرکیست که دردهایش در تاریکی و عمق چه

فریاد میزد

قصه من :قصه دخترکی گل فروش است که هیچگاه نشد رزهای

قرمز را بو کند

قصه من:قصه مردیست که در باران آمد و پشت مشق معلم به اجبار

نوشتیم:آن مرد در باران آمد

و هیچگاه نشد بپرسیم با چه حسی آمد و برای خاطر که آمد؟

قصه ی من قصه ی گرمی دستهایت است و صدای آرام شبانه ات

قصه ی من : قصه ی توست

                             که درهم درگیریم...

نوشته شده توسط مریم در 88/04/12 ساعت 19:13 | لينک ثابت |

سلام

امشب شب آرزوهاست

دلم بدجوری گرفته

هوای گریه دارم

بهترین هارو براتون آرزو میکنم

دوستتون دارم

و

میبوسمتون

نوشته شده توسط مریم در 88/04/05 ساعت 0:7 | لينک ثابت |

امروز چه مه زيبايي ريخته بود پايين. اونقدر كه حتي بغل دستيت را نمي شد ببيني. مثل اون وقتهايي كه حس مي كني هيچ كس نمي بينتت و چقدر احساس راحتي مي كني. اما غافل از اين كه پشت همين مه غليظ هم چيزي هست كه داره مي پادت. حواست باشه !!!

نوشته شده توسط مریم در 88/02/26 ساعت 12:15 | لينک ثابت |

پروانه ی احساسم در دام عنکبوتی افتاد که عنکبوتش سیر است

نه میتواند پرواز کند       نه میتواند بمیرد...

نوشته شده توسط مریم در 88/02/19 ساعت 10:7 | لينک ثابت |

 

توی این نامه ی آخر

واسه من نوشته بودی

واسه ی این دل عاشق

تو مثل فرشته بودی

تو نوشتی اگهددوریم

تو دل هم خونه داریم

هر جای دنیا که باشیم

عشقو یاد هم میاریم

کار ازین حرفا گذشته

تو دیگه برنمی گردی

از همون لحظی بریدی

که خداحافظی کردی

تو بگو با چه امیدی

چشم به راه تو بمونم

وقتی که از توی چشمات

ته قصه رو میخونم

اگه دل بریدی از من

دل من اما باهاته

زفتنت منو سوزونده

نوبت خاطره هاته

میدونم تموم حرفات

نازو مهربون بهونه س

کاش بدونی که همیشه

چشم تو چراغ خونه س

کاشکی حرفای تو راس بود

کاشکی رفتنت سراب بود

عمر عشق سر نمیومد

تموم قصه یه خواب بود

تموم قصه یه خواب بود...

نوشته شده توسط مریم در 88/02/08 ساعت 19:54 | لينک ثابت |

دعا مي کنم که هيچگاه چشمهاي زيباي تو را

در انحصار قطره هاي اشک نبينم

و تو برايم دعا کن ابر چشم هايم هميشه براي تو ببارد

دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم

و تو برايم دعا کن که هر گز بي تو نخندم

دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را دارد

هميشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برايم دعا کن دستهايم را هيچگاه در دستي بجز دست تو گره ندهم

من برايت دعا مي کنم که گل هاي وجود نازنينت هيچگاه پژمرده نشوند

براي شاپرک هاي باغچه ي خانه ات دعا مي کنم

که بال هايشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگيم تو تنها خورشيدي

پس برايم دعا کن ، دعا کن که خورشيد آسمان زندگيم هيچگاه غروب نکند

نوشته شده توسط مریم در 88/01/23 ساعت 17:19 | لينک ثابت |

امان از این دلتنگی که راحت می تواند امان هر کسی را ببرد

امشب من مانده ام و یک دنیا دلتنگی و دیوانگی...

من مانده ام با این تصور که عبور ثانیه ها چقدر ناچیز است

و دیوار بغض من چه نازک!

کجاست جاده ای که مرا به تو برساند و کجاست گرد شوریده ای که محزونش مرحمم باشد؟

کجاست دفتر خاطراتم که غم ها را بر دوشش نهم

من اما در خیال امروز و دیروز تو را در فرداهایم جستجو میکنم. من هر روز تو را با قلبی پراز عشق

و با لبخندی که نشانه ی امید است هزاران هزار بار از خدا می خواهم.

من نابترین لحظات را فقط با تو می خواهم.

نوشته شده توسط مریم در 88/01/07 ساعت 18:6 | لينک ثابت |

تو که تنها نمیمونی                  من تنها رو دعا کن

نوشته شده توسط مریم در 87/12/19 ساعت 9:56 | لينک ثابت |

 

نوشته شده توسط مریم در 87/11/22 ساعت 22:30 | لينک ثابت |

خوش به حالشون.

كاش منم بچه بودم و همه ي هم و غمم الاكلنگ بازي بود.

كجا رفت اون بچگيا؟


البته وقتي من بچه بودم هم هيچي نبودم.

 كاش بودي تا دلم تنها نبود

 تا اسير غصه و غم ها نبود...

نوشته شده توسط مریم در 87/11/05 ساعت 19:31 | لينک ثابت |

ســــــــــــــــــــــــــلام به دوستاي گل خودم.

شنبه 28 دي ميشم 19 ساله.


كيكمون كوچيكه، اما واسه كسايي كه كادو نياوردن همينشم زياده

شوخي بيد بابا.دلخور نشين اينم يه كيك بزرگتر.به مهمه ميرسه.مگه چقد ميخواين بخورين؟

به جاي كادو تولد بوس هم قبول ميكنيماااااااااا

سعيدجان لطفا خودتو كنترل كن. اينقد خودتو نكش عزيز من.هنوز دوروز مونده تا تولدم.

خيلي دوست داشتم همون روز واسه تولد خودم؛ اين وبلاگو چراغوني كنم اما حيف كه

امروز آخرين روزيه كه اين كامپيوترو دارم.دارن ميبرنش.واسه همون امروز تصميم گرفتم

وبلاگمو براي روز شنبه تزيين كنم.كيك هم واستون داريــــــــــــــــــــــــــــم.

از همه دوستاي نازم كه اومدنو تولدمو تبريك گفتن ممنونم.

اين گل رو تقديم ميكنم به همه ي شما گل هاي من.

مخصوصا ونوس و سعيد كه همراهاي هميشگي من هستن.

علي كه تو بامعرفتي تكه. حامد همشهري كه ازوقتي تولدمو تبريك گفته ديگه پيداش نيست.

فرهاد كه يه جمله واسم نوشته" تولدت مبارك "

اميداربانا كه من اسمشو هنوزم نميتونم درست تايپ كنم.راستي " اميد اربانا" يا " اميد اريانا"؟

نسرين يا به قول بعضيا نسرين جووووووووووووونم.

جواد كه تولد عشق خودشم هست و من بهش تبريك گفتم.

مينا كه مطالبمو نخونده ميگه زيباست( شوخي بيد )

پسرترشيده كه الهي واقعا ترشيده شي ؛ يه تبريك خشك و خالي هم نگفته

وخلاصه همه اونايي كه قدم رنجه فرمودنو اومدن بهم تبريك گفتن

اما من فعلا حضور ذهن ندارم.

ولي خودمونيمااااااااا؛ اكثر كسايي كه اومدن تبريك گفتن پسرن!!! پس دخمل ها كجان؟

چرا پيداتون نيس گوگوليا. جون من آبرو داري كنين.حداقل اين چند روزو.

به هرحال ممنون جيـــــــــــــــــــــــجرا.ملـــــــــــــــــــسي از همتون.

دوستون دارم قد يه دنــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

نفسم بريد بابا.نخير اصلا دوســـــــــــــــتتون دارم قد همون ده تاي بچگـــــــــــــــــــــــــــــــــي.

زياد دوستون داشته باشم لوس ميشين.بي جنبــــــــــــه ها!!!!!!!!!

اين گل هم مال ونوس و سعيد.سر يدونه گل دعوا نكنينااااااااا.خودتون گلين ديگه.

نوشته شده توسط مریم در 87/10/26 ساعت 12:17 | لينک ثابت |

سلام بچه ها. اين عكس بچه گي هاي سعيد هستش

ببينين چقد نازه؟! بغل كردني و بوس كردنيه!

ولي خودمونيما سعيد ؛ چقد بچگي هات زشت بودي

چشم آبي هم كه بودي

ولي خدايي خيلي بامزه بوددياااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سعيد اين عكسو گذاشتم اينجا؛ كه بدوني ما از همون بچگي

خاطرتو ميخاستيمااااا ؛ كه عكستو تو حالا نگه داشتم!

نوشته شده توسط مریم در 87/10/25 ساعت 15:39 | لينک ثابت |

سلام.مدتي بود كه نمي اومدم حالا هم كه اومدم فقط به خاطر بچه هاست.

شايد بازم مدتي نتونم بيام.اما عداينكه نظراتونو بخونم حتما بهتون سر ميزنم.

با اينكه امشب اصلا حس آپ كردن نمياد اما ايندفعه آپمو اختصاص ميدم به دونفر

دونفري كه خيلي به من لطف دارند.

ونوس و سعيد

براي دادن گل به كسي منتظر مراسم دفنش نباش

ونوس جان منو محكم بگير اين گل رو بدم به سعيد

محكم بگير افتادماااااااااااااااااااااا

آيييييييييي بگيرررررررر منو ونوووووووووووس

سعيد زود اين گلو بگير ازدستم افتادمااااااا، فعلا بو نكن دارم من ميفتممممممممم


نوشته شده توسط مریم در 87/10/18 ساعت 22:54 | لينک ثابت |

هر بار كه كودكانه دست كسي را گرفتم ، گم شدم!

آنقدر كه در من هراس از گرفتن دستي هست ، ترس از گم شدن نيست.


نوشته شده توسط مریم در 87/10/18 ساعت 14:23 | لينک ثابت |

سلااااااااااااااااااام چطورررررررررررررريييييييين بچه هاااااااااا؟ موتورين يا ماشين؟

خوبين؟داشتم درس ميخوندم يادم افتاد بگم چند روز ديگه يهني 28 دي تولدمه

واي ميخوام بشم 19 ساله
اما هنوز 18 سالمه. من 28 دي ماه صبح زود ساعت 5 به دنيا اومدم
اما اگه ساعت چهارو پنجاهو نه دقيقه و پنجاهو نه ثانيه هم ازم بپرسن چندسالته؟
ميگم هجده سالمه
شوخي بيد
شنيدين ميگن خانوما هميشه سناشونو كم ميگن؟
مايه خانوم همسايه داشتيم كه سنش بيشتر از 55 بود
و دختر كوچيكش حالا همسن مامي من بود چه برسه به...
به بار مامانم بهش گفت خاله منظر تو چند سالته؟
گفت : والله نميدونم! سي ، سي و يك. البته فكر كنم هنوز سي و يك نشدم
ولي خوب ! همون سي و يك ديگه.

اما خوب من كه كم نميگم مثل بقيه خانوما!من فقط يه خورده دقيقم.
اينا رو واسه خودم نگفتماااااااااااااااااااااا
به در گفتم كه ديوار بشنوه يا به عبارتي " دخترم دارم به تو ميگم ، عروسم
دارم به تو مي فهمونمممممممم"
به هرحال گفتم كه بعدا نگين دير گفتي.
من دلم واسه كادوهاتو داره اينجوري اينجوري ميزنه
ببينين

يهو نياين قلبمو اينجوري فشار بدينا؟ من دلم كوچيكه ها

زود ميشكنه.

خلاصه و لپ كلام من از همتون كادو تولد ميخوام. شيرفهم شد؟

هركي بدون كادو بياد مثل اين گربه كوچولو دارش ميزنم

حالا خودتو تصميم بگيرين ديگه
ببينيد الان اين داره واسه تولدم تمرين رقص ميكنه ،
اماچون تولدم ميفته به ماه محرم ازتون رقص نميخوام. فقط كادوووووووو. افتاد؟

دوســــــــتتــــــــــــــــــــــــــون دارم يه عالمه ، كادو تولد ما يادتون نره

اينم تقديم همه شما گلاي خودمممممممممممممممم

نوشته شده توسط مریم در 87/10/07 ساعت 19:58 | لينک ثابت |

 

Copyright (C) 2008, http://divane258.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوي وبلاگ

درباره وبلاگ


فهرست اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

پيوندهاي روزانه
بسران ترشيده
حضرت عشق
دختري با كفشهاي all star
زهير
بر طلايي " مظاهر"
انتظار موعود" رضا كوچولو "
محسن
عشق وصال
" محمد "behtarine-man-a
خلوت من" سيما "
زندگي و حسرت
مي نويسم با چشماني كه ديگر خيس نيستند
..*ورود پسران ممنوع*..
"خريدcd ، دانلود،عكس،جوك..."
شايد تنهايي "pooh"
ستاره خانم ؛ آبي
تمام پيوندها

نوشته هاي پيشين
تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387



پيوندها
ستاره خانم
كلبه باراني عاشق ها{علی}
كيمياگر" سعيد "
لحظه هاي تنهايي " رسول "
يه چشمك واسه تو
حامد همشهري
دست نوشته هاي يك پسر 17 ساله
خانم خانما" مهسا"
شيطونك بلا
اميد آريانا
غريبه اي نام آشنا" حسين حيدري"
سلطان قلب ها" عارف"
فرهاد
عليرضا
ونوس
عرفان
پرستاران
طراحي وبلاگ تجاري و قالب وبلاگ